ادولف هيتلر

 

هيتلر به سال 1889 در اطريش بدنيا امد دوران كودكي وجواني وي با امكانات ناچيز پدر كارمندش سپري شدبه المان رفت و دوران خدمت نظام وظيفه اش مصادف با جنگ جهاني اول شد ووي موفق به برخي رشادتها واخذ مدال از ارتش گرديد پس از شكست المان وپايان جنگ شروع به فعاليت سياسي نموده وبا نشان دادن ذكاوت واستعداد خاص حزبي را پايه گذاري كرد كه بعدها بنام حزب نازي شهرت يافت وي در سخنرانيهاي خود كه با صدائي پر طنين وبا حرارت خاص ايراد ميشد گناه شكست نظامي المان را به دامن يهوديها كه برغم او از پشت به المان خنجر زده بودند انداخت وافكار عمومي المان را عليه يهوديان شورانيد .هيتلر در اين زمان توانسته بود برخي از فيلد مارشال هاي المان را كه قهرمانان ملي الماني بشمار ميرفتند با خود همداستان نموده واز علاقه مردم به انان در جهت گسترش نفوذ خود حداكثر استفاده را بنمايد هيتلر بخوبي ميدانست كه طبقه سرمايه دار المان در خوف شديدي نسبت به گسترش كمونيسم بسر ميبرند كه روسيه شوروي از نمونه هاي بارز ان بشمار ميرفت ازاين روي با ملاقات هاي محرمانه با صاحبان قدرت اقتصادي در المان وتشريح مواضع ضد كمونيستي خود توانست پشتيباني بيدريغ مالي انها را بدست اورد .دراين زمان المان وارد دوره انتخابات و انتخاب صدراعظم شد وهيتلر توانست با بدست اوردن بيشترين ارا صدر اعظم المان شود هيتلر باورود به صحنه سياست رسمي المان دام گستري هائي را براي حذف عناوين صدر اعظم وامپراطور شروع وبا استفاده از مهارت سياسي در هدايت رايشتاك مجلس المان بصورت فوهرر يا پيشوا از مجلس سر در اورد دوران سياه بشريت هم درست از همين لحظه اغاز شد هيتلر بسرعت وبدون فوت وقت تشكيلات مخوف ميليتاريستي را بنا نهاد گشتاپو يا سازمان مخفي اطلاعات وي در سراسر جهان رعب ووحشت افكند از اين به بعد هيتلر كشور هاي دور ونزديك به المان رايكي بعد از ديگري مورد تهاجم قرار داددر جنگهائي كه هيتلر مسئول ان بود نزديك به 45 ميليون انسان كشته شد امريكا ناكازاكي وهيروشيما را مورد اصابت بمب اتمي قرار داد  ومسبب هزاران كشته گرديد از ويرانه هاي جنگ جهاني دوم امريكا بعنوان ابرقدرت سر براورد ودور جديدي از استعمار شروع شد شايان ذكر است كه هيتلر همه تهاجمات خودرا با تلقين اين افسانه بوجود اورد كه الماني نژادي برتر است ومستحق چنين رياستي است وي دانشمندان زيادي را دور خود جمع كرده بود كه با ورانداز كردن جمجمه اشخاص وتماشاي چشمان ابي ميتوانستند نژاد اريائي را تشخيص وفرد انتخاب شده را بعنوان احمقي نشان دار دور خود جمع ونسبت به ساير نژاد ها بي احترامي بكنند تاريخ نشان داد كه اين ادمهاي مشخص جانيان بالفطره اي بودند كه در اهتزاز پرچم ناسيونال سوسيالسم هيتلر عقل باخته بودند.


انتشار عكس‌هايي از انسان‌هاي وحشي جنگل آمازون توسط دولت برزيل

 دولت برزيل عكس‌هايي شگفت‌انگيز را منتشر كرده‌ كه متعلق به گروهي انسان‌هاي وحشي در جنگل‌هاي آمازون اين كشور است كه در حال تيراندازي به يك هواپيما با استفاده از تير و كمان هستند.

انتشار عكس‌هايي از انسان‌هاي وحشي جنگل آمازون توسط دولت برزيل

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آسوشيتدپرس از ريودوژانيرو برزيل، مقامات اين كشور جمعه اعلام كردند كه اين كار اقدامي براي جلب توجه جهانيان به اين افراد و تهديداتي است كه اين انسان‌هاي به دور از تمدن با آن‌ها روبه‌رو هستند.
انسان‌شناسان از حدود 20 سال پيش از وجود چنين قبايلي مطلع بوده‌اند اما اين نخستين عكس‌هايي است كه براي بيان هشداري درباره خطر توسعه سريع براي اين‌گونه انسان‌ها منتشر شده است كه اكثراً در جنگل‌هاي انبوه مرز برزيل و پرو زندگي مي‌كنند.
"خوزه كارلوس ميرلس" كه رئيس برنامه دولتي برزيل براي حفاظت از قبايل به دور از تمدن است مي‌گويد: "‌انتشار اين عكس‌ها هشداري در اين‌باره است كه اگر همين روند ادامه بيايد اين انسان‌ها نابود خواهند شد."
اين عكس‌ها كه در اواخر‌ آوريل و اوايل‌ مي گرفته شده‌اند چند انسان وحشي را نشان مي‌دهند كه اكثراً برهنه بوده و بدن خود را قرمز رنگ كرده‌اند. بنياد ملي انسان‌هاي وحشي برزيل معتقد است كه حدود 68 قبيله به دور از تمدن در برزيل زندگي مي‌كنند كه تنها وجود 24 قبيله تا كنون تأييد شده است.
انسان‌شناسان مي‌گويند كه اين انسان‌ها از وجود تمدن خبر دارند و تماس‌هايي را هم با معدن‌ياب‌ها، شكارچيان و چوب برها داشته‌اند اما به اين علت كه معمولاً مورد حمله قرار مي‌گرفته‌اند ترجيح داده‌اند كه به جنگل بازگردند.
مقامات برزيلي در ابتدا سعي در برقراري ارتباط با اين گروه‌ها داشته‌اند اما هم‌اكنون تلاش‌هاي آنان متمركز بر حفاظت از اين گروه‌هاي دورافتاده است. چوب‌برها مهم‌ترين تهديد اين‌گونه انسان‌ها هستند كه با از بين بردن جنگل‌ها روز به روز حاشيه تمدن را به مرزهاي زندگي اين انسان‌ها نزديك مي‌كنند.
"مريم راس" از اعضاي بنياد ملي برزيل مي‌گويد: "نخستين تماس با اين قبايل معمولاً فاجعه بار خواهد بود و مرگ و مير اعضاي اين گروه‌ها در 50 درصد موارد بعد از نخستين تماس با تمدن امري غيرعادي نيست. آن‌ها ايمني ما در برابر بيماري‌هاي خارج از جامعه خود را ندارند و سرماخوردگي و آنفلوانزا كه براي ما مرگبار نيستند مي‌توانند جامعه آن‌ها را كاملاً نابود كنند."
سازمان بقاي بين‌الملل تخمين زده است كه حدود 100 قبيله وحشي و به دور از تمدن در كل جهان باقي مانده‌اند. سال گذشته هم قبيله "متيكتاير" در برزيل با 87 نفر جمعيت كشف شد كه دو نفر از اعضاي آن قبيله وحشي ديگري را هم نشان دادند.
 منبع :خبرگزاري فارس

آسمان خراش درون زمین

Earthscraper

Mexico City's planned Earthscraper

مهندسین معماری مکزیک، طرح زیبا و عجیبی از یک برج معکوس 65 طبقه‌ای در عمق 300 متری زمین ارائه دادند که برای ساخت پذیرفته شده است.

این ایده یعنی ساخت برج معکوس در مرکز پایتخت مکزیک برای مبارزه با قوانین ساخت برج‌ها در این کشور است.

در حال‌حاضر، براساس قوانین جدید مکزیک، حداکثر طبقات مجاز برای‌ برج‌ها، هشت طبقه است، بیشتر از آن غیر مجاز است. همچنین، تخریب ساختمان‌های قدیمی در این کشور ممنوع است.

پروژه برج معکوس دارای طراحی جالبی است. مهندسین آن، 10 طبقه از این برج را برای واحدهای مسکونی، تجاری و موزه طراحی کرده‌اند، 35 طبقه برای واحدهای اداری در نظر گرفته‌اند و بقیه طبقه‌ها به مراکز فرهنگی، تفریحی و پارکینگ اختصاص یافته است. در واقع این زمین خراش برای خود یک شهرک کوچک با تمام امکانات خواهد بود. 

"ااستبان سوارز " مهندس ارشد و مدیر پروژه برج معکوس در باره این طرح گفته است که این برج به صورت هرم وارانه در فضایی به مساحت 775.000 متر  در میدان شهر مکزیکو‌سیتی ساخته خواهد شد.

 سطح این هرم، از شیشه خواهد بود تا ورود اشعه خورشید به داخل بخش‌های مختلف این برج معکوس، راحت‌تر انجام گیرد. تهویه مناسب و نور طبیعی اسکان در این سازه را لذت بخش خواهد ساخت.

همچنین او اضافه کرد که این برج یک مرکز فرهنگی، تفریحی بزرگ در چند طبقه خواهد داشت. و من باور دارم که این طرح نه تنها مدیران شهری بلکه همه شهروندان را خشنود و راضی خواهد ساخت.

 همچنین بر این باورم که روزی این برج به یک مرکز توریستی بزرگ دنیا تبدیل‌خواهد شد. منطقه توریستی پر درآمد برای شهروندان که در نهایت درآمد حاصل از آن به آبادانی هرچه بیشتر کشور منجر خواهد شد.

صاحب نظران در باره این طرح می‌گویند؛ این طرح تحول عظیمی در سازه‌ها و ساختارهای معماری بوجود خواهد آورد.

http://realtybiznews.com/category

اهرام مصر

 

اهرام

به گورهای سنگی پادشاهان مصر،اهرام مصر می گویند.هزاران سال از ساخت این اهرام می گذرد،اما راز و رمز بسیاری در مورد آن ها هنوز باقی است.

بزرگترین و مشهورترین هرم مصر،هرم غول پیکر نام دارد.این هرم برای فرعون خوفو ساخته شده است.طول این هرم 140 متر است و ساخت آن 20 سال طول کشید.
ابوالهول

مجسمه ی ابوالهول جلوی همه اهرام در جیزه* قرار دارد.بدن این مجسمه به شکل شیر و سرش به شکل فرعون است.

چرا مصریان باستان این اهرام را می ساختند؟

مصری ها بر این باور بودند که اگر جسد یک فرعون مومیایی شود،آن فرعون بعد از مرگ تا ابد زندگی خواهد کرد.گورها طوری طراحی شده بودند تا به خوبی از جسدهای فراعنه و متعلقاتشان مراقبت کنند.

محل احداث اهرام کجا بود؟

اکثر اهرام را در ساحل غربی رود نیل و در بیابان های خشک بنا کرده اند.

چرا اهرام را در بیابان های خشک  ساختند؟

گرمای بیابان های خشک از تجزیه و فاسدشدن فراعنه و متعلقاتشان جلوگیری می کرد.

چرا اهرام را کنار رود نیل ساختند؟

چون آن ها می توانستند سنگ ها را به راحتی با قایق به محل ساخت و ساز انتقال دهند.

چگونه می توان به کمک اهرام به اطلاعات بیشتری درباره ی زندگی مصریان باستان دست یافت؟

وسایل

مصریان باستان را با متعلقاتشان دفن می کردند و دیوارهای گور را به کمک صحنه هایی از زندگی فرد مرده نقاشی می کردند.با بررسی اشیاء و نقاشی های موجود در گور به اطلاعات زیادی در مورد مصر باستان می توان دست یافت.

مزرعه

در  نقاشی بالا،حیواناتی را مشاهده می کنیم که مصریان از آن ها نگهداری می کردند.

نظر مصری ها در مورد زندگی بعد از مرگ چه بود؟

ممصری ها معتقد بودند،هنگامی که آن ها می میرند، به جهان دیگر سفر می کنند و در آن جا زندگی خود را ادامه می دهند.بنابراین آن ها به تمام چیزهایی که در زمان حیات خود استفاده می کردند،احتیاج خواهند داشت.

مصری ها پول زیادی را هزینه می کردند تا از جسدهایشان به نحوی عالی محافظت شود.

فراعنه را چگونه مومیایی می کردند؟

مومیایی

1)جسد را می شستند و خوب تمیز می کردند.

2)اندام های داخلی را از بدن خارج می کردند و تنها قلب را در جای خود باقی می گذاشتند.

3)بدن را با موادی پر می کردند.

4)بدن را به کمک ماده ای به نام نطرون(این ماده تمام رطوبت بدن را جذب می کند) و نمک قلیایی طبیعی خشک می کردند.

5)بعد از 40 یا 50 روز مواد را از داخل جسد تخلیه می کردند و به جای آن خاک اره می ریختند.

6)سپس پارچه ی کتان را دور جسد می پیچیدند.

7)و در مرحله ی آخر،جسد را در یک جعبه ی سنگی به نام تابوت سنگ آهکی قرار می دادند.

عکس هایی از طبیعت زیبای پاییز







ادامه نوشته

هر آنکس که پند بزرگان نشنود      به ناچار روزی پشیمان شود

 


وقتی رضا خان یک قزاق بوده روزی روضه خوان نابینا پاچه شلوارش را می گیرد و از او می پرسد: روضه بخوانم؟

رضاخان می گوید: نه.

روضه خوان می گوید: تو شاه می شوی.

رضاخان اعتنایی نمی کند و رد می شود.

مدتی می گذرد و پس از اینکه رضاخان سردار سپه می شود، روزی دوباره از آن محل عبور می کند.  مرد نابینا باز هم جلویش را می گیرد و می پرسد: روضه بخوانم؟

رضاخان پاسخ منفی می دهد و مجددا روضه خوان به او می گوید: تو شاه می شوی.

رضاخان تندی می کند و می گوید: مرا مسخره کرده ای؟

ظاهرا بعد از حدود 10 ماه، رضاخان، شاه ایران می شود و روزی این ماجرا را به یاد می آورد. به گاردش دستور می دهد بروند و روضه خوان نابینا را بیاورند.

اما وقتی پیش او می روند، روضه خوان می گوید من با رضاشاه کاری ندارم، اگر او کاری دارد، بیاید. رضا شاه هم با لباس مبدل  می رود و در کنار جمعی که دور روضه خوان نشسته بودند، می نشیند. پیرمرد خم می شود و در گوش رضا شاه می گوید: نگفتم تو شاه می شوی؟

اما به رغم اصرار رضاه شاه حاضر نمی شود با او به کاخ سلطنت برود. بعد هم به او می گوید: فکر نکنی که اگر من پیش بینی کردم تو شاه می شوی معنی اش اینست که تو بر حقی. چون خیلی از مسایلی که قابل پیش بینی است حقانیتی در آن نیست.

بعد هم به رضاشاه توصیه می کند که با دین و حجاب و روضه درنیافتد. اما به گواه تاریخ، رضاخان عینا با همین سه عنصر در افتاد تا ور افتاد.

سعدی می گوید:

هر آنکس که پند بزرگان نشنود                        به ناچار روزی پشیمان شود

  منبع: وبلاگ معصومه ابتكار

ام اس



ام اس( Multiple Sclerosis)  چیست؟

ام اس هنگامی در بدن آغاز می‌شود كه گلبول‌های سفید كه نقش دفاعی در بدن دارند به میلین كه حفاظتی برای رشته‌های عصبی است و كمك می‌كند كه پیام‌های الكتریكی با سرعتی چندین برابر منتقل شوند، بجای یك عامل بیگانه حمله می‌كنند و هر بار كه این گلبول‌ها به رشته‌های اعصاب مربوط به یكی از اندام‌های بدن حمله كنند، آن اندام دچار مشكل می‌شود.

m s

 

انواع ام اس

 شاید بتوان گفت دو بیمار ام اس را نمی‌توان یافت كه چگونگی شروع و ادامه بیماریشان شبیه هم باشد ولی در كل بیماری ام اس را می‌توان به چهار دسته‌ اصلی تقسیم كرد:

1. ام اس خوش‌خیم ( Benign MS ) كه در این نوع فقط تعداد كمی حمله رخ می‌دهد كه این حملات نیز معمولا با بهبودی كامل همراه است. این نوع ام‌اس در طی زمان بدتر نمی‌شود و معمولا موجب هیچ ناتوانی ماندگاری نخواهد شد.

2. نوع عود كننده و فروكش یابنده ( Relapsihg Remitting MS ) كه اكثر مبتلایان بیماریشان را با همین نوع آغاز می‌كنند و به این صورت است كه در آنها هر حمله بیماری، یك دوره آرام در پی دارد كه بیماران در این مدت مشكلی ندارند، حمله‌ها نیز معمولا غیر قابل پیش‌بینی‌اند.

3.  نوع پیشرونده ثانویه ( Secondary Progressive MS ) ، این دسته می‌توان ادامه نوع قبلی دانست یعنی پس از چندین سال حمله‌ و آرامش بیمار به حدی می‌رسد كه بدون وجود دوره‌های واضحی از حمله با گذشت زمان ضعیف‌تر می‌شود.

4.   نوع پیشرونده اولیه ( Primary Progressive ) در این نوع بیماری هرگز حالت‌های عود یا فروكش را ندارند و از همان حالت ممكن است هر زمانی متوقف شود یا همچنان بدتر شود.

علائم و مشكلات شایع در ام اس

تظاهرات و سیر بیماری ام اس از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. چشم‌ها نیز معمولا اولین و شایع‌ترین عضو درگیر هستند، قدرت بینایی نیز معمولا در اشخاصی كه درگیری چشمی داشته‌اند تا حدی كاهش می‌یابد. اندام‌های دست و پا نیز ممكن است دچار مشكلات حسی و حركتی شوند مثل احساس كرختی، به خواب رفتگی یا سوزن سوزن شدن، اشكال در راه رفتن و حركات اداری دیگر را می‌توان نام برد. گوش‌ها گاهی دچار مشكلاتی نظیر وزوز یا كاهش شنوایی می‌شوند. احساس نیاز مكرر به دفع ادرار، بند آمدن و احتباس ادرار، بی‌اختیاری در دفع ادرار و بالاخره كاهش میل و توانایی جنسی از مشكلاتی هستند كه در دستگاه ادراری - تناسلی بیماران به وجود می‌آیند. از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن خصوصا در تاریكی ممكن است به خاطر درگیری مخچه باشد به جزء این موارد می‌توان به مشكلاتی نظیر تمركز حواس و گاهی بی‌حواسی، اضطراب، افسردگی، احساس درد در ماهیچه‌ها، اشكال در سخن گفتن، اشكال در اجابت مزاج اشاره كرد.

گروهی از عوامل می‌توانند زمینه ساز ایجاد مشكلات جدید باشند كه از آنها می‌توان به گرما و رطوبت، وزرش‌هایی كه حرارت بدن را بالا می‌برند، تب و مهمتر از همه اینها فشار روحی و عصبی كه استرس روانی می‌گویند.

ام اس و فیزیوتراپی

یكی از مشكلات اصلی ما، ضعف و محدودیت در حركت است كه از طرفی به علت درگیری قسمت‌های حركتی در مغز و نخاع و از طرف دیگر به علت كم حركت شدن خود بیماران كه به یكی از این عوامل مربوط می‌شود؛ افسردگی و بی‌حوصلگی، ترس از افتادن و كم بودن تحرك دارای عوارضی مانند كوتاه و ضعیف‌تر شدن عضلات ، زخم بستر، یبوست و ... تفاوت بیماران ام اس با افرادی كه بعد از شكستگی و باز كردن گچ نیازمند به فیزیوتراپی هستند، در این است كه فیزیوتراپی بیماران ام اس ، برای مدت نامحدودی صورت می‌گیرد. منظور ما از انجام حركات فیزیوتراپی رسیدن به وضعیت بهتر جسمی و روحی است.

چه بخوریم؟

 معمولا زمانی كه فرد بیمار شد بعد از این كه به دنبال دارو و درمان رفت به فكر می‌افتد كه چه مواد غذایی استفاده كند و از چه غذاهایی پرهیز كند. تاكنون هیچ رابطه مشخص بین مواد غذایی و ام اس پیدا نشده است، حالا كه می‌دانیم بوسیله رژیم غذایی نمی‌توان ام اس را درمان كرد ولی با یك برنامه‌ریزی خوب غذایی می‌توانیم از یكسری عوارض بیماری جلوگیری كنیم. به عنوان مثال استفاده كافی از میوه‌ها و سبزیجات علاوه بر تامین درصد بالایی از ویتامین‌های ضروری می‌تواند به بهتر كار كردن دستگاه گوارش و جلوگیری از یبوست كمك بسزایی كند. ما می‌توانیم آزادانه غذاهای متنوعی مصرف كنیم و یا از هر برنامه غذایی كه می‌پسندیم پیروی كنیم به شرطی كه حاوی مواد اصلی و ضروری بدن باشد. این مواد شامل پروتیئن‌ها، هیدرات‌های كربن (نشاسته و قند)، چربی‌ها، ویتامین‌ها و املاح می‌باشد. طبق جدول پیشنهادی انجمن ام اس آمریكا برای یك رژیم غذایی متعادل، بهتر است بخش اصلی غذا از هیدراتهای كربن و سپس میوه‌ها و سبزیجات، گوشت و سرانجام كمترین سهم آن از چربی‌ها باشد.

درمان ام اس

 داروهای موجود برای درمان ام اس از نظر كاربرد به سه گروه اصلی تقسیم بندی می‌شوند، 1- برای حملات بیماری، در این دوره زمانی معمولا به صورت تزریقی وریدی و یا خوراكی تجویز می‌شوند و معمولا طول هر دوره بین چهار تا هفت روز طول می‌كشد. از این مواد، متیل پردنیزولون (سولومدرول یا دپومدرول) بیشتر به كار می‌رود و به جز آن از دگزامتازون، پروفیرون، بتامتازون هم استفاده می‌شود. 2- برای كنترل علائم بیماری: بیش از 30 داروی مختلف به این منظور به كار می‌روند، مثلا از آمانتادین برای كم كردن اختلالات حركتی و از باكلوفن برای مقابله با سفتی عضلانی (اسپاسم) استفاده می‌شود. 3- برای كنترل دوره بیماری: برای این منظور سه دارو وجود دارد كه دو عدد از آن‌ها از دسته اینترفرون‌ها هستند، اینترفرون‌ها مواد پروتئینی هستند كه به طور طبیعی در بدن برای مقابله با بعضی عفونت‌ها تولید می‌شوند. این سه دارو عبارتند از: 1- اینترفرون بتا، یك (آوونكس) 2- اینتروفرون بتا، یك B (بتاسرون)، 3- گلاتیرامراستات (كوپاكسون) از روش‌های درمانی دیگر می‌توان به تاثیر خوب بعضی از این روش‌ها دقیقا اثبات شده است مانند كاردرمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و ماساژ . اما روش‌هایی دیگری هم هست كه بیماران نتایج خوبی از آن گرفته‌اند، مثل مدیتیشن ، یوگا، هومیوپاتی، انرژی درمانی و ....

چه كسانی ام اس می‌گیرند؟

 هنوز چگونگی شروع ام اس دقیقا مشخص نشده است ولی امروزه دریافته‌اند كه مثلا شیوع این بیماری در مناطق مختلف دنیا با هم متفاوت است. به عنوان مثال در كشورهای شمال اروپا و آمریكا و افرادی نیز كه پوست، مو و چشم روشن دارند شیوع آن بیشتر دیده می‌شود ولی در سیاه ‌پوستان و ژاپنی‌ها كمیاب است. همچنین ام اس در خانم‌ها بیشتر از آقایان دیده می‌شود و شروع آن معمولا در سنین 20 تا 40 سالگی است.

 در مورد اثر مهاجرت به ابتلاء به ام اس دیده شده در افرادی كه قبل از 15 سالگی به سرزمین دیگری مهاجرت كرده‌اند میزان شیوع بیماری مانند میزان شیوع آن در مردم سرزمین جدید است. این بیماری بیشتر در كسانی بروز می‌كند كه شخصیت خاصی دارند چنین افرادی معمولا مسئولیت پذیر ولی حساس هستندکه هنگام بروز ناملایمات خیلی خودخوری می‌كنند.

 

Iranbiology.ir

بودا

بودا پسر رئیس یا رهبر قوم شاکیا در هند شمالی بود و در ثروت و مکنت غوطه ور بود و ملک و قدرت در انتظارش بود . وقتی به بلوغ رسید روزی به سه تن ، یکی بیمار و دیگری پیر و فرتوت و سومی مرده ، برمی خورد . بئدا که عمری را مصون از مصائب گذارنده بود از آن چه دید بسیار متاثر شد و دریافت که قدرت و ثروت هیچ گاه نمی تواند از بیماری و پیری و مرگ مانع شود . بودا آن گاه با مرتاضی رو برو می شود که خود را از مصائب زندگی آزاد می داند ، او درباره آن چه آن روز می بیند به تامل می پردازد و نخستین نقطه عطف زندگیش می رسد . بر خلاف خواست و تمنای خانواده اش دست از خانه و همسر و فرزند و مقام و مکنت می شوید تا به هیات رهروی بی خانمان در آید .
بودا چند سالی به مراقبت و ریاضت و نفس کشی رو می آورد که در آن دوران در میان رهروان آواره رایج بود . سپس به کنجی می رود تا آرام و بی هیچ گونه خشکی و خشونت جسمانی یا روحانی به تفکر درباره وضع اسفبار آدمی بپردازد و چندی بعد او به پی ریزی فرقه ای متشکل از راهبان تارک دنیا همت گماشت و اینان موظف بودند شخصیت بودا را سرمشق خود سازند تا از قید و بند حیات دنیوی رها شوند . این دوره چهل و پنج سال از زندگی او را در بر می گیرد .
بودا و رهبانش قسمت عمده ای از هر سال را به دوره گردی می گذرانند و گاه در صومعه ها گرد می آمدند . هنگامی که او به دوره گردی سرگرم بود به اشاعه پیام خود می پرداخت و هنگامی که در گوشه خلوت می نشست بحث درباره آیین خود را پیش می کشید . بسیاری از گفتارهای متون مقدس بودایی متشکل از مباحثی است که میان خود راهبان در می گرفت . بودا براین عقیده بود که زندگی در خانواده تنگ است ، حال آن که زندگی در بی خانمانی باز و فراخ است ، دشوار است که آدمی بتواند در حالی که در کنج خانه تپیده است زندگی معنوی تمام و کمالی را که از هر جهت پاک و پاکیزه باشد بگذراند .
بودا چون خانه و زندگی را ترک کرد پیاده به سوی جنوب و مراکز حوزه رود گنگ رفت و تا دم مرگ به سیر و سفر در مسیری به طول 250 و عرض 150 مایل که از کوکوسامبی در غرب تا کامپا در شرق امتداد دارد ، ادامه داد .
درویشی و تن سپردن به سیر و سلوک به او مجال می داد تا هر شیوه از زندگی و هر گوشه از تمدن سرزمینش را ببیند و بیازماید . برگ عبورش کسوت درویشان و طریقت سائلان مذهبی بود و چنان که گفته است : نیلوفر آبی را دیده ای که چگونه در آب می روید و در آب می بالد و از آب بیرون می آید و بالای آن می ایستد تا به آب آلوده نشود ؟
من نیز که در جهان زاده شدم و در جهان پرورده شدم ، چون بر جهان چیره شدم ، نا آلوده به جهان در آن زندگی می کنم .
اما بودا فقط در سیر آفاق نبود . او به مراقبه نیز می پرداخت . در مراقبه بودایی شخص ممکن است فکر و حواس خود را روی یک رنگ ، مثلا آبی ، متمرکز کند و یا در نوعی دیگر ، روی تنفس خودش . در این مراقبه شخص هر احساس دیگری را از حوزه توجه خود دور می سازد و کاملا جذب شیء مورد مراقبه می شود ، و این در واقع حالتی از جذبه است که از تمرکز پدید می آید . اما از آن جا شی ء مورد مراقبه مدتی طولانی در برابر چشم قرار می گیرد اثراتی غیر عادی در شخص می گذراند .
روان شناسان این وضع را که با تغییراتی روانی شخص همراه است این طور تعبیر می کنند که شخص آگاهی تشدید شده ای درباره شی ء مورد مراقبه پیدا می کند که با احساس راحتی و لذت ، وارستگی از محیط پیرامون ، و از دل مشغولی های خود آدمی و مانند این ها همراه است .
همچنین ممکن است بر شخص بر اثر مراقبه ظهور و احساس های عجیب و غریب ، یا ظهور نور و حتی شهودهای کاملا پیچیده نیز دست دهد . در اواقع این وجه اخیر از مراقبه است که به هدف اصلی این ریاضت بدل شده است .از آن جا که همه تجربه ها در زمینه مراقبه اصولا جنبه درونی و روانی و بسیار فردی دارد مشکل است بتوان زبانی را پیدا کرد که با آن بتوان شرحی بیرونی و دقیق از آن به دست آورد .
در فلسفه بودایی ، چنان که اشاره شد ، دست کشیدن از نفس نیز اهمیت فوق العاده دارد . یک بودایی با قبول نفس کشی و مکافات دوطلبانه اثرات گناهان را از دامن روحش می شوید ، به طوری که روح او به وجد و بهجت ورهایی از درد و رنج می رسد و در حقیقت هر مرحله از سیر و سلوک آیین بودایی بسیار پیچیده و طولانی است ، و چنان که خود او می گوید : همان طور که اقیانوس کم کم گود می شود ، کم کم پس می رود ، کم کم شیب می گیرد ، بی هیچ افتی ناگهان ، در این امور نیز طریق و تمرین و تعلیم همگی تدریجی اند ، بی هیچ حلول ناگهانی معرفت .
خصوصیات ایین بودایی موجب شد که این آیین به مذهبی کم بیش جهانی بدل شود . تعلیمات بودا در هند در زمان خود او و طی قرن های متوالی فراخواهان و مریدان بسیاری داشته باشد . این تعلیمات از مرز هند فراتر رفت و سرزمین های خاور دور و آسیای جنوب شرقی ، یعنی پرجمعیت ترین نواحی کره زمین را در نوردید .
تاریخ آیین بودا تاریخی است با ادوار گوناگون فراوان ، و در هر دوره ای عواملی اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در آن تاثیر کرده است .
آیین بودا در هند و سری لانکا با آیین هندوی و کهن در آمیخت و در چین با آیین تائو و کنفوسیوس و در تبت با کیش بن و در ژاپن با آیین شینتو دمساز شد .
آیین بودا بیشتر در کشور های آسیای شرقی که از نوعی خلع مذهبی رنج می بردن رخنه کرد اما به علت وجود آدیان آسمانی قوی هیچ گاه نتوانست در کشورهای آسیای غربی نفوذ کند .

نويسنده:مایکل کریدرز

چرا برگ درختان زرد می شود؟


سالهاست كه دانشمندان سعي بر آن دارند كه تغييرات اتفاق افتاده در   درختان و بوته ها را در فصل پاييز درك كنند. با وجود اينكه ما جزئيات آن را   نمي دانيم، اما به اندازه كافي كه بتوانيم اساس آن را توضيح دهيم و به شما   كمك كنيم تا از طبيعت برگ ريزان رنگارنگ پاييز لذت ببريد، مي دانيم. سه   فاكتور در رنگ برگ درختان اثر دارد كه عبارتند از رنگدانه هاي برگ، طول شب و   آب و هوا. زمان تغيير رنگ و افتادن برگ درختان عموما با تقويم كنترل مي   شود كه دليل آن هم طولاني شدن طول شب است. هيچكدام از تاثيرات محيطي ديگر   مثل باران، دماي هوا و ذخيره غذايي و غيره نمي توانند تغييري ايجاد كنند   بگونه اي كه افزايش طول مدت شب تاثير اساسي دارد. زماني كه روزها كوتاه مي   شود و شب ها بلند تر و سرد تر مي شوند، پروسه هاي بيوشيميايي در برگ شروع   مي شود كه آغازي براي نقاشي كردن منظره زيباي طبيعت پاييز توسط جعبه رنگ   نقاشي است.   
 
     رنگ هاي پاييزي از كجا آمده اند؟ 
  رنگ نياز به رنگدانه دارد و سه گونه مختلف در رنگ هاي پاييزي دخيل هستند . 

  كلروفيل 

  به برگ رنگ پايه سبز مي دهد كه براي فتوسنتز مورد نياز است. واكنش شيميايي   كه به گياهان اين امكان را مي دهد تا از نور خورشيد استفاده كنند تا غذاي   موجود را به قند تبديل كنند. درختان در نواحي معتدل اين قند را براي دوران   زمستان ذخيره مي كنند. 

    كاروتنوئيد ( رنگدانه زرد) 
  رنگ زرد، نارنجي و قهوه اي  و همچنين رنگ هاي موجود در هويج، ذرت و نرگس و   همچنين خوراكي هايي از تيره شلغم و كلم با ريشه زرد، گل آلاله و موز  را   ايجاد مي كند. 

  آنتوسيانين: 
  رنگ يوزبري، سيبهاي قرمز، انگور بي دانه، ذغال اخته، گيلاس، توت فرنگي و   آلو برقاني از اين آنزيم است. اين آنزيم محلول در آب است و به صورت يك مايع   آبكي در سلولهاي برگ ظاهر مي شود. 

  آب و هوا چگونه روي رنگ ها در پاييز اثر مي كند؟ 
  ميزان درخشندگي رنگ ها در فصل پاييز توسعه مي يابد و به شرايط آب و هوايي   بستگي دارد كه منجر به كاهش ميزان كلروفيل II در برگ درختان مي شود. دما و   رطوبت نقش بسيار مهمي را ايفا مي كنند.. با پيشرفت گرما و روز هاي آفتابي   ولي خنك و همچنين شبهاي خنك و خشك ته رنگ خاصي در برگ ها مشاهده مي شود. در   اين روزها شكر زيادي در برگ ها توليد مي شود اما در شبهاي سرد با بسته شدن   رگ ها در برگ ها از حركت شكر ها جلوگيري مي شود. در اين موقعيت قندها و   نور شديد باعث مي شود رنگدانه هاي آنتو سيانين توليد شود و در نهايت باعث   به وجود آمدن ته رنگ هاي قرمز، بنفش و جگري شود. چون رنگدانه هاي زرد و   طلايي هميشه در برگ وجود دارند و اين رنگ ها بطور كامل تا سال بعد نيز در   برگ باقي مي مانند. همچنين ميزان رطوبت خاك در رنگ درختان پاييزي موثر است.   درست مانند هوا، رطوبت خاك نيز هر سال با سال بعد متفاوت است. در اواخر   بهار يا اواسط تابستان كه هوا خشك است، تغيير رنگ درختان پاييزي براي چندين   هفته به تعويق مي افتد.


منبع:
http://na.fs.fed.us/fhp/pubs/leaves/leaves.shtm

دریاچه خزر

دریاچه خزر بزرگترین دریاچه دنیاست که به همین دلیل آن را دریا می‌نامند

دریای خزر یا دریای کاسپین از شمال به روسیه، از جنوب به ایران، از غرب به جمهوری آذربایجان و ازشرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود.

بزرگترین دریاچه جهان، به علت وسعت زیاد (6.5برابر دریاچه «اورال» و 13 برابر دریاچه «بایکال» و زمانی تمامی سطح خشکی‌های آسیای جنوب باختری را می‌پوشانید) از همان زمان‌های پیش دریا خوانده می‌شد.

طول و عرض خزر به ترتیب 1204 و 204 کیلومتر و مساحت آن 436000 کیلومتر مربع است.

سطح خزر در حدود 28 متر از سطح آب‌های آزاد پایین‌تر و عمق متوسط آن در حدود 180 متر برآورد شده است.

سه بخش شمالی، جنوبی و میانی که عمق و بستر متفاوتی از یکدیگر دارند بر اثر برجستگی زیر‌آبی در امتداد ارتفاعات قفقاز به وجود آمده‌اند.

نمک‌های محلول در آب دریای خزر با آب اقیانوس‌ها متفاوت است. در حاشیه شرقی خزر میانی کولاب قره بغاز قرار دارد که با ویژگی‌های خاص خود بر عجایب طبیعی بزرگ‌ترین دریاچه افزوده است. این کولاب به صحرای گرم و خشک ترکمنستان مشرف است.

از 6380 کیلومتر طول سواحل خزر حدود 922 کیلومتر از آستارا تا رود اترک متعلق به ایران است.

دریای خزر از نظر صید ماهی اهمیت بسیار دارد و ماهیان خاویاری آن دارای شهرت جهانی هستند. سالیانه حدود 300 تن خاویار از صید این ماهی‌ها به دست می‌آید. حدود 90 درصد خاویار جهان نیز از این دریا به دست می‌آید.

در این دریا حدود 100 گونه ماهی زندگی می‌کند که درحال حاضر تنها حدود 15 نوع آن مورد بهره‌برداری است.

دریای خزر دارای ذخایر نفت و گاز است و کل ذخایر اثبات شده نفت در این دریا ۵۰ میلیارد بشکه است و این یعنی حدود ۴ درصد از کل ذخایر نفت.

 منبع :همشهری آنلاین